F**k yes!
F**k yes!
پیشرفت خوبی بوده !!!
حالا چند نفر میشناسین که رمان هایی مثل : ربکا ، جنایت و مکافات ، صد سال تنهایی ، کیمیاگر و.. بخونن ؟؟
خدایا
بار خدایا
ازکوی تو بیرون نرود پای خیالم
نکند فرق به حالم
چه برانی چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی
محتاج جنگ نیست برادر نمیکنم
|
من
ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم |
|
|
چه گوارا

رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بیرحم شود. چه گوارا
در یک انقلاب، انسان یا پیروز میشود یا میمیرد، اگر آن انقلاب واقعی باشد. چه گوارا
ما هرگز نمیتوانیم از داشتن چیزی برای زندگی مطمئن شویم تا وقتی که برای آن مایل به مردن باشیم. چه گوارا
اگر تو در برابر هر بیعدالتی از خشم به لرزه می افتی؛ بدان یکی مثل من هستی. چه گوارا
به احترام آزادی یک دقیقه سکوت کردیم اما خوابمان برد. چه گوارا
پیشنهاد دوستانه
با ایسم های معروف آشنا شوید (بخش سوم)
لائیسم:مسلكی است که با دین و معنویت ضدیت دارد معادل معنای سكولاریسم می باشد.
پلورالیسم:پلورالیسم به معنای مسلك كثرت گرایی می باشد، كه پلورالیسم دینی نجات
و رستگاری انسان را در یك دین و مذهب نمی داند. و معتقد است كه حقیقت مطلق، مشترك میان
همه ادیان است. و در نتیجه پیروان تمام ادیان اهل نجات و رستگاریند. قائلین به پلورالیسم گویند دین
دارای قرائت های مختلف است و برداشت هر فردی از دین صحیح می باشد.
روشن است كه سرانجام این افكار منجر به تعطیل شریعت و معنویت خواهد
شد. و این اندیشه به پلورالیسم اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و دینی تقسیم می شود. پدید
آورنده پلورالیسم در این قرن های اخیر مونتسیكو بوده، و بعد از او استقلالطلبان
آمریكا آن را پرورش داده اند و پلورالیسم در برابر مسلك مونیسم قرار دارد كه معتقد
است كلیه جهان خلقت تابع یك اصل اند شبیه (وحدت وجودی) كه فلاسفه اسلامی قائل
هستند
لیبرالیسم:این اصطلاح از واژه لییرال مشتق شده و دارای ریشه فرانسوی لیبر به
معنای آزاد است. این مسلك زندگی انسان را فقط درهمین دنیا می داند. و می گوید:
آزادی انسان نامحدود است و هیچ نیرو و منبعی نمی تواند او را مقید كند و بایدها و نبایدهایی
را برای او تعیین كند. به عبارت دیگر چیزی به عنوان دین نمی تواند برای بشر تعیین
سرنوشت كند و برای او شی ای را حلال یا حرام نماید.
لیبرالیسم به دو قسمت اصلی، لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی تقسیم می شود
و این مسلك در اواخر قرن 18 در انگلیس ظهور پیدا كرد و از مؤسسین آن "جرمی
بنتهام، جیمز میل. جان استورات میل، توماس هیل گرین" می باشند. و می توان
لیبرالیسم را اُمانیسم عقل گرا یا خود مختاری امانیستی نامید كه در آن انسان خود
مختار است. در واقع لیبرالیسم اندیشه انسان محوری میباشد.
اومانیسم : همان انسان باوریست یعنی رویکرد تمرکز بر تواناییها و دغدغههای انسان؛ در آزمایشهای تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهشهای فلسفی و خلق آثار هنری است در برخی از موارد انسانگرایی در برابر خداباوری قرار داده شده است اما ارتباطی میان خدا ناباوری و امانیسم وجود ندارد زیرا بنیانگذاران اومانیسم در «اروپای مدرن» که دکارت و کانت میباشند خود سرسختترین خداباوران هستند
اگزیستانسیالیسم: مكتبی كه معیار كمال انسان را فقط در آزادی او می داند، و معتقد است
كه تنها موجودی كه آزاد آفریده شده انسان میباشد و محكوم هیچ جبر و ضرورت و
تحمیلی نیست و هر چیزی كه بر ضد آزادی و منافات با آن داشته باشد، انسان را از انسانیت
خارج می نماید. و اگر انسان خود را وابسته و متعلق و بنده چیزی نماید از انسانیت
خارج شده است. و پیروان این اندیشه می گویند اعتقاد به خداوند نوعی اسارت و مانع
رشد بشر است.
مدرنیسم:كلمه مدرن را رومیان نخستین بار در قرن ششم میلادی از ریشه( Modo ) گرفتند، و در فارسی به معنای نو
میباشد. اما در اصطلاح به معنای نو شدن ابزار می باشد و مبنای نهائی بشر و سعادت
او فقط علم است، و پیروان این اندیشه معتقدند كه باید علم را به جای دین قرار داد.
وسایل جدید، شناخت و ذهنیت ها و روان شناسی تازه انسان جایگزین روشهای قدیمی گردد. امروزه روش های جهانی دیگر با مردم دیگر كه دارای روحیات دیگری بوده
اند جوابگوی نسل جدید نیست، و باید به فرهنگ، تاریخ، فلسفه و زبان نگاهی دیگر
انداخت
پست مدرنیسم:پسا مدرنیسم مدرنیته ای دیگر است که به مدرنیته با نگاهی نو و دیگر نظر می افکند. پسا مدرنیسم سنت نفی کننده و انتقادی مدرنیته را در مورد خود مدرنیته به کار می گیرد.
رومانتیسم:جنبش هنری، ادبی و فلسفی كه از اواخر قرن 18 در اروپا شكل گرفت، و تا
اواسط قرن 19 استمرار
یافت و این حركت در مقابل نهضت كلاسیك جدید است كه بر طبیعت تأكید دارد و به وجود
عاطفه و احساس و خیال تأكید می كند.
فیمینیسم :مركب از دو كلمه Feminine به معنای مؤنث و زنانه با پسوند ism می باشد كه اولین بار در
سال 1837 وارد لغت فرانسوی شد. و در اصطلاح به آنچه در قرن نوزدهم در آمریكا تحت
عنوان جنبش زنان معروف بود گفته می شود. و قبل از آن در قرن هفده در انگلیس نداهای
فمینیسی بوده است.
غرب با ترویج فرهنگ زن گرایی و با كشاندن زنان به كارخانه ها و
كارگاه ها به تجارت بازار سرمایه داری رونق خاصی داد، و در نتیجه تباهی و از بین
رفتن هویت زن و فروپاشی كانون خانواده را به همراه داشت.
منابع:
http://habibmonji10.mihanblog.com
با ایسم های معروف آشنا شوید (بخش دوم)
كاپیتالیسم:كاپیتالیسم روشی است كه در آن وسائل عمده تولید به كمك سرمایه های
شخصی فراهم شده و اموال به مالكیت صاحبان سرمایه باقی می ماند. در كاپیتالیسم
كارگران به عنوان روز مزد اجیر صاحبان سرمایه اند، و تمام قدرت مالی در دست اشخاص معدودی
در جامعه خواهد بود. در مقابل كاپیتالیسم، كمونیسم و لنینیسم و استالینیسم قرار
دارد.
انترناسیونالیسم: در برابر ناسیونالیسم، انترناسیونالیسم قرار دارد كه معتقد است خیر و سعادت بشر اقتضا می كند كه ملت ها بدون در نظر گرفتن تعصب های قومی با هم همكاری داشته باشند.
آنارشیسم:نارشیسم در لغت یونانی به معنای حكومت است و آنارشی یعنی بدون حكومت. لذا در مسلك آنارشیسم حكومت را موجب مصائب و بدبختی های مردم می داند. و بنیاد آنارشیسم بر دشمنی با دولت می باشد. البته مخالف هرج و مرج هم هستند، اما به نظام و حكومتی فكر می كنند كه بر اساس همكاری آزاده پدید آید. و پیشوای آنارشیسم جدید پیرژوزف پرودون" (23) فرانسوی (اوایل قرن 19 م.) می باشد.
ایدآلیسم:
ایدآلیسم به معنای خیال پرستی است و
ایدآلیست كسی را گویند كه معتقد است كه سیاست باید تابع آمال یا ایده آل های انسانی
گردد. این مسلك در برابر "رئالیسم" یا واقع پرستی و اصالت دادن به واقع
قرار دارد.
رئالیسم:همانطوری كه بیان شد رئالیسم (واقع پرستی و دنبال حقیقت بودن) در مقابل ایدآلیسم قرار دارد. رئالیست سعی دارد خود را با حقایق جهان و محیط جامعه وفق دهد و عوامل حقیقی را در حوادث دخالت دهد.
فئودالیسم:فئودالیسم یك سازمان بزرگ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی است كه در
بسیاری از نقاط اروپا و خاور دور و خاور میانه در قرون وسطی، قبل از تشكیل دولت
های ملی جدید وجود داشته است.
خصلت عمده در فئودالیسم آن است كه از طرف شاه هر قسمت از اراضی بزرگ
به تصرف اشراف به نام فئودال در میآید، و آن زمین های بزرگ از طرف فئودال یا
نمایندگانشان به كشاورزان اجاره داده می شود. و اشراف هم در مقابل این اجاره نسبت
به كشاوزان آن منطقه اختیارات قضائی و حكومتی و مالی و سیاسی داشتند.ولی در زمان حاضر فئودالیسم به كشوری گفته می شود كه عده ای از اشراف
و مالكین املاكی را مالك می باشند و كشاورزان از حقوق سیاسی محروم اند، و یا به
مقداری كم ازحقوق سیاسی و كشور بهره مند هستند.
ماتریالیسم:مكتب ماتریالیسم یا مادیت و اصالت را به ماده دادن، از مكاتب بسیار
قدیم می باشد و تاریخ آن به زمان یونان قدیم میرسد. و عبارت است از اعتقاد به این
كه تنها ماده وجود دارد و هر چه عنوان ماوراء الطبیعه و حالت متافیزیكی داشته
باشد، مانند خدا، روح و فرشتگان وجود ندارد.
رادیكالیسم:در لغت به معنای ریشه است و این كلمه از طرف لیبرال های انگلیسی در
قرن 19 استعمال شد، كه مایل بودند به ریشه موضوعی نفوذ كنند، و طالب تجدید اساس كلیسا
و خواستار انحلال مجلس اشراف و گاهی متمایل به لغو سلطنت بودند. اما این اصطلاح
بیشتر در مورد كسانی اطلاق می شود كه از مؤسسات سیاسی و اجتماعی موجود ناراضی و
عصبانی شده اند و درصدد تغییرات اجتماعی هستند.ولی در جامعه امروزی به كسانی كه درصدد اصلاحات اساسی جهت بهبود وضع
اقتصادی و اجتماعی می باشند، رادیكال می گویند. اما در آمریكا این اصطلاح بیشتر درباره
سوسیالیست ها و كمونیست ها اطلاق می شود. اما در اروپا در گروه های اصلاح طلب به
كار می رود.
دموكراسی:اصطلاح دموكراسی از اصطلاحات تمدن یونان قدیم است، و حكومت مردم بر
مردم را دموكراسی می نامیدند. اما در اصطلاح جدید عبارت از حكومت مردم كه با توجه به
آراء اكثریت مردم از طریق انتخاب نمایندگان تشكیل می گردد، و اداره امور كشور در
اختیار اكثریت آراء مردم قرار می گیرد. و دموكراسی به دموكراسی مستقیم (خالص)
سیاسی، اقتصادی و صنعتی تقسیم می گردد.
منابع:
با ایسم های معروف آشنا شوید (بخش نخست)
امپریالیسم:امپریالیسم به نظامی گفته میشود که به دلیل مقاصد اقتصادی و یا سیاسی میخواهد از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کند و سرزمینها و ملتها و اقوام دیگر را زیر سلطه خود درآورد.، و آنجا را جهت بهره برداری، تحت سلطه خود قرار می داده است. و معنای امپریالیسم با كلمه استعمار پیوندی نزدیك دارند. و امپریالیسم به امپریالیسم نظامی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم می شود.
ناسیونالیسم:عبارت
است از اعتقاد به برتری یك ملت و قوم بر تمام ملل و اقوام دیگر و مباهات كردن
هر قوم و قبیله نسبت به فرهنگ و زبان و نژاد خودش که میکوشد با نفوذ در ارکان سیاسی کشور در راه اعتلا و ارتقای اساسی
باورها، آرمانها، تاریخ، هویت، حقوق و منافع ملت گام بردارد. این جریان با
محور قرار دادن منافع ملت به عنوان نقطهٔ گردش تمامی سیاستهای خارجی و
داخلی، باعث جهشهای تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت روبرشد ملل در رسیدن به
تمدن جهانی میشود.، كه
به ناسیونالیسم اقتصادی و سیاسی تقسیم می شود.
سوسیالیسم:واژه
سوسیالیسم (جامعه باوری) در زبان فرانسه به معنای اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی میکوشد،
جامعهای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی
داشتهباشند و در
انگلیسی (سوسیالیسم سیاستی كه هدف آن نظارت جامعه بر وسایل تولید و اداره
آنها به سود همگان است). البته این تعریف، یك تعریف جامع نیست، زیرا نظارت
عمومی بر اموال و تولید معنای وسیعی دارد. امابهترین وجه اشتراك سوسیالیست
برتری جامعه و سود همگانی بر نظریه فردگرایی و سود فردی است
فاشیسم:این اصطلاح به صورت عام نامی است برای همه رژیمهایی كه بقایشان بر پایة دیكتاتوری و زور و كشتار استوار است. اما به معنای خاص، نام جنبشی است كه در سال 1929 به رهبری "موسولینی" در ایتالیا به راه افتاد.
نازیسم: نازیسم خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژیهای حزب نازی اطلاق میشود. نازیسم را میتوان شکلی از فاشیسم دانست که نژاد پرستی نیز به اصول آن افزوده شدهاست.
ماكیاولیسم (استبداد جدید):مكتب
ماكیاولیسم ، عبارت از مجموعه
اصول و دستوراتی است كه ماكیاولی فیلسوف و سیاستمدار ایتالیایی
(1469-1527) برای حكومت ارائه داده است. كه خلاصه این مكتب عبارت است از:
تأسیس دولتهای متحد و قوی كه تابع كلیسا و دین نباشد. طرفداری از ظلم و
استبداد و حكومت نامحدود. انسان موجود سیاسی و فطرتاً شرور است لذا برای
علاج شرارت انسان حكومتی مقتدر و مستبد لازم است. اخلاق و مذهب تابع سیاست
زمامدار میباشد، اگر صلاح دید در حكومت از دین و اخلاق استفاده می كند و
اگر صلاح ندید استفاده نمی كند.و در کل برای رسیدن به قدرت هر کاری میتواند انجام دهد (هدف وسیله را توجیه میکند)
نیهیلیسم:نیهیلیسم یا هیچ
انگاری، این اصطلاح از واژه (نیهیل) در زبان لاتین به معنای هیچ آمده است.
و نیهیلیسم مكتبی فلسفی است که زندگی را بدون معنا و هدف خارجی یا ارزشهای اخلاقی درونی میداند و گروهی از آنارشیست های قرن 19 روسیه را نیز
نیهیلیست خوانده اند. مؤسسه فرقه نیهیلیسم "میخائیل باكونین" (1876-1814م.)
بوده است.
كمونیسم:كمونیسم
این اصطلاح از ریشه لاتینی (كمونیس) به معنای اشتراكی گرفته شده است. و
این عقیده از سال 1840 م. رواج یافت. و معنای اشتراك محدود به ثروت و
دارائی ها نمی شود، بلكه اشتراك شامل زنان و مسائل جنسی می گردد. بنابرنظر
كمونیسم تمام منابع اقتصادی كشور اعم از صنعتی و امور دیگر مربوط به جامعه
است نه افراد و خانواده ها، اما كمونیسم به معنای جدید عبارت است از اینكه
دولت بر تمام مراكز اقتصادی جامعه كنترل داشته باشد و همه چیز باید در دست
او قرار گیرد.
ماركسیسم:كمونیسم
به معنای خاصی كه امروز در نقاط مختلف دنیا رایج است كمونیسم ماركسیسم
است. زیرا مؤسس كمونیسم "كارل ماركس" فیلسوف آلمانی (1883-1818م.) بود اساس مارکسیسم آن طور که در «مانیفست کمونیست» (نوشته مارکس و انگلس) بیان
شدهاست بر این باور استوار است که تاریخ جوامع تاکنون تاریخ مبارزه طبقاتی
بودهاست میان مارکسیستهای مختلف، برداشتهای بسیار متفاوتی از مارکسیسم و تحلیل
مسائل جهان با آن موجود است اما موضوعی که تقریباً همه در آن توافق دارند:
«واژگونی نظام سرمایهداری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر
ابزار تولید و لغو کار مزدی و ایجاد جامعهای بی طبقه با مردمی آزاد و
برابر و در نتیجه، پایان ازخودبیگانگی انسان» است
لنینیسم:لنینیسم نوع دیگری از ماركسیسم است كه منسوب به "ولادیمیر ایلیچ لنین (7924-1870م.)" بنیانگذار رژیم كمونیست و پیشوای انقلاب اكتبر 1917 روسیه می باشد. لنین در اصول افكار ماركس تغییراتی داد به طوری كه مواردی بر آن افزود و عناصری از آن را حذف كرد، تا مناسب اوضاع جامعه روسیه گردد. و در ضمن عقاید لنین بعد از انقلاب و رسیدن به قدرت نسبت به قبل از انقلاب تغییر یافت.
منابع:
رجال سیاسی

جای مردان سیاست بنشانید درخت که هوا تازه شود.(سهراب سپهری)
+این پست برای حال و هوای این روزهای مجلس ایران.
+لااقل درخت یه سودی داره.
سخنان طلایی...
هـمـیـشـه حـرفـی بـزن، کـه بـتـوانی آنـرا بـنـویـسی
چـیـزی را بـنـویـس، کـه بـتـوانـی آنـرا امـضـاء کـنـی
وچـیـزی را امـضـاء کـن کـه بـتـوانی پـایـش بـایـسـتی
" نـاپـلـئـون بـنـاپـارتـــــــ "...
بهتر است که سزاوار افتخار باشی ولی آنرادریافت نکنی
تا اینکه دریافتش کنی ولی سزاوارش نباشی.
اگر مي خواهی پس از مرگ فراموش نشوی ،
يا چيزی بنويس كه قابل خواندن باشد، يا كاری بكن كه قابل نوشتن باشد .
" بنجامين فرانكلين "
هـر حـقـیـقــتی از سـه مـرحـلـه می گـذرد:
ابـتـدا، بـه مـسـخره گـرفـتـه مـیـشود
بـعـد بـه شـدتـــــ بـا آن مـخالـفـتـــــ مـیـشـود
و در آخـر، بـه عـنـوان امـری بـدـیهـی پـذـیـرفـتـه میـشـود.
" آرتورشوپنهاور "
"مايكل شوماخر" چندين سال متوالی در مسابقات اتومبیلرانی "فرمول یک" در دنيا اول شد.
وقتي رمز موفقيتش را پرسيدند، در جواب گفت:
تنها رمز موفقيت من اين است كه زماني كه ديگران ترمز مي گيرند، من گاز مي دهم ...
DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)...
در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمیشوید،
می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت میکنید.
"سوآمی ویوکاناندن"
سه جمله برای کسب موفقیت:
بیشتر از دیگران بدانید.
بیشتر از دیگران کار کنید.
کمتر انتظار داشته باشید.
"ویلیام شکسپیر"
همه را باور کردن، خطرناک است.
اما هیچکس را باور نکردن، خیلی خطرناک است.
"آبراهام لینکلن"
در سـن هـشـتـاد و سـه سـالگی از " فـرانکــــ لـويـد رايـتـــــ" مـعـمـار بـزرگـــــ و نـامـدار پـرسـيـدنـد:
ازمـيـان كـارهـای بـزرگـی كه انـجـام داده ایـد ؛ كـدام را بـيـشـتـر می پـسـنـدیـد ؟
کـه او پـاسـخ می دهـد : كـار بـعـدی را ....
منابع:
www.beytoote.com
پس اینا چی؟!

پس این چی؟!

به ادامه مطلب یه نگاه بندازین
شیرینی

در اوزاکا، شیرینیسرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینیهای خوشمزهای بود که میپخت. مشتریهای بسیار ثروتمندی به این مغازه میآمدند، چون قیمت شیرینیها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوشآمد مشتریها به این طرف نمیآمد. مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است.
یک روز مرد فقیری با لباسهای مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و نزدیک پیشخوان آمد. قبل از آنکه مرد فقیر به پیشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوشآمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیبهایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد!صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دستهای مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک میکرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم میکرد
.وقتی مشتری فقیر رفت، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند و پرسیدند که در حالی که برای مشتریهای ثروتمند از جای خود بلند نمیشوید، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید.صاحب مغازه در پاسخ گفت: مرد فقیر همهی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد. این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود. شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما نه آنقدر که برای آن تمام ثروت خود را بدهند
داستان خیلی کوتاه
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!
تا جهانیان بدانند...

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:...
۱-
روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر
نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته
کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در
همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را
بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲-
هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و
همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و
جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی
خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب
به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او
را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم
به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود
سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر
(صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می
فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از
دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او
را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و
خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت
ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی
آنها را رها نمی کنیم
زندگی = مادر
لبخند خود را نثار تمام سنگ ریزه هایی کن که پایت را خراشیدند
پ.ن:این جمله قشنگ رو بهترین مادر دنیا(مادر خودم) برام فرستاده روز مادر و به همه مادرای ایران تبریک میگم
به افتخار شیر ایرانی
عبدالله موحد: نمیخواستم چیزی یاد کسی بدم که بعد بره باهاش ایرانیها رو بزنه زمین!
به افتخارش♥
شعر قشنگ
به دل تیره ی شب؟
به یکی هاله ی دود؟
یا به یک ابر سیاه
که پریشان شده و ریخته بر چهره ی ماه؟
به نوازشگر جان؟
یا به لطفی که نهد گرم نوازی در سیم ؟
یا بدان شعله ی شمعی که بلرزد به نسیم؟
به چه مانند کنم حالت چشمان تو را؟
به یکی نغمه ی جادویی از پنجه ی گرم؟
به یکی اختر رخشنده به دامان سپهر؟
یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب؟
به غزل های نوازشگر حافظ در شب؟
یا به سرمستی طغیان گر دوران شباب؟
من ندانم
به نگاهی، تو بگو
به چه مانند کنم...!؟
عید شما مبارک

عید امسال برای من یه خورده متفاوته :
عید امسال من به اسم دانشجو سر سفره عید میشینم
عید امسال خانوادم منو بیشتر دوست دارن (بالاخره دانشجوی راه دوریم دیگه!!!)
عید امسال به جای این که 29 اسفند باشه 30 اسفنده
عید امسال پسته ها خندونن و ملت گریون
عید امسال پراید 20 میلیون تومنه

عید امسال من از 15 اسفند تعطیل بودم
عید امسال ملت انتظار دارم بساط بمب و موشک چهارشنبه سوریشون و من درست کنم همونطور که از یه مهندس کامپیوتر انتظارِ داشتن آهنگ های جدید و رایت سی دی دارن

عید امسال تصمیم گرفتم که تابستون سال بعد هر چقدر هندونه خوردم هسته هاشو نگه دارم برای آجیل سال بعد
ولی عید امسال یه شباهت با عید هر سال داره اونم این سوال همیشگیه :
ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺗﻤﻴﺰ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﺒﻴﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻣﻨﻪ؟ !!!
پ.ن: راستی راسته که میگن:
"
این وسط از یه چیز نتونستم بگذرم اونم کاریکاتور های عیده و گرونیاش که توی ادامه مطلبه
حتما سر بزنید
جملات جالب انگیز
علت بروز مشکلات نادانی افراد نیست بلکه بیشتر،دانسته هایی است که حقیقت ندارد (مارک تواین)
دروغهای کوچک همیشه خود را نمایان میکنند دروغ را آنقدر بزرگ بگویید که تصور دروغ بودن آن هم به ذهن کسی وارد نشود انبوه مردم ساده تر فریب یک دروغ بزرگ را میخورند تا دروغی کوچک را (آدولف هیتلر)
نه هیچ انسانی دوست توست و نه هیچ کس دشمن تو بلکه همه آدم ها آموزگاران توهستند
وقتی کسی را دور انداختیم دیگر نباید سعی در تشریح اشتباهات او داشته باشیم وقتی دنبال چرا های اشتباهات او میرویم هنوز کاملا او را دور نیانداختیم (اوریانا فالاچی)
هر چه از دست میرود بگذار برود چیزی که به التماس آلوده شده باشد نمیخواهم هرچه باشد حتی زندگی (ارنستو چگوارا)
بعضی زخم ها رو باید درمان کنی تا به راهت ادامه بدی بعضی زخم ها باید بمونه تا راهت رو گم نکنی
![]()
مراحل استاد شدن یه خوش شانس
ازبدو تولد خوش شانس بودم ، وگرنه پام به این دنیا نمیرسید.
از همون اول کم نیاوردم، با ضربه دکتر چنان گریهای کردم که فهمید جوابه های، هویه.
هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شکستم بده، پی در پی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمیکردم .
این شد که وقتی رفتم مدرسه، از
همه هم سن و سالهای خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب
میبردن.
هیچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من میشد که برم پای تخته، زنگ میخورد.
هر صفحهای از کتاب را که باز میکردم جواب سؤالی بود که معلم از من میپرسید.
این بود که سال سوم دبیرستان که بودم، معلم که من را نابغه میدانست منو فرستاد المپیاد ریاضی! تو المپیاد مدال طلا بردم! آخه ورقه من گم شده بود و یکی از ورقهها بیاسم بود. منم گفتم که اسممو یادم رفت بنویسم.
بدون کنکور وارد دانشگاه شدم. هنوز یک ترم نگذشته بود که توی راهروی دانشگاه یه دسته عینک پیدا کردم، اومدم بشکنمش که خانمی سراسیمه خودش رو به من رسوند و از این که دسته عینکش رو پیدا کرده بودم حسابی تشکر کرد و گفت: نیازی به صاف کردنش نیست، زحمت نکشید.
بعد در دانشگاه پیچید که دختر رئیس دانشگاه عاشق منجی خودش شده و تازه فهمیدم که اون دختر کیه و اون منجی کی!
روزی که برای روز معلم، برای یکی از استادام گل برده بودم، یکی از بچهها دسته گلم را از پنجره شوت کرد بیرون؛ منم سرک کشیدم ببینم کجاست که دیدم افتاده تو دست همون خانم! خلاصه این شد ماجرای خواستگاری ما و الآن هم که استاد شما هستم!
کسی سؤالی نداره؟؟؟؟؟!!!!
ایران در گذر تاریخ
به افتخار همه مردمی که جنگیدند و در صورت نیاز باز هم میجنگند

دعایی مناسب حال دانشجویان را در آخر ترم
دست از اساتید شسته و در انتظار نمرات نشسته ام.
پاس شوند کریمی
پاس نشوند حکیمی
نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم
الهی شهریه ها بالاست که میدانی ، وجیبم خالیست که میبینی
نه پای گریز از امتحان دارم ونه زبان ستیز با استاد،
الهی دانشجویی راچه شاید و از او چه باید!؟
حماقت
كودك فال فروشي را پرسيدند : چه ميكني؟
گفـــــــــت : "ازحماقت انسان ها تكه ناني در مي آورم"!!
گفتند : يعني چه؟!
گفــــــــت : "اينها از مني كه در امروز خود مانده ام ، فردايشان را مي خواهند."
منبع:قد قد فیسبوک
وطن
ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
ای ز تو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشه ات اندیشه ام
آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن
کاوه آهنگری ضحاک کش
پتک دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب
مرز داران دلیرت جان به کف
سرفرازان سپاهت صف به صف
خون به دل کردن دشت و نهر را
باز گرداندند خرمشهر را
ای وطن ای مادر ایران من
مادر اجداد و فرزندان من
خانه من، بانه من، توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من
ای دریغ از من که ویران بینمت
بیشه را خالی ز شیران بینمت
خاک تو گر نیست جان من مباد
زنده در این بوم و بر یک تن مباد
منبع:هوانورد
یلدا خان م

فرا رسیدن دی ماه ، فصل امتحانات را تبریک می گوییم !
*ستاد کوفت سازی شب یلدا*
موعظه
زخم ها" خوب می شوند!

